دلشوره
۱۲
آذر
دلشوره های این شبای بی تو بودن سهم من نیست
من بـــــــا تو بودم این جـــــــــــــدایی حق من نیست
این قطره های گــــــــــــــــــــــــــــــــــرم بارون شبونه
واسه وجود نیمه جون من کـــــــــــــــــــــه کم نیست
مگه میشه نباشی من بمونـم؟
مگه میشه که خوابت رو نبینم؟
یه برگ زدم از پــــاییز چشمات
آره من بی حضــــور تو همینم
دلشوره دارم این شبـــا دارم میمیرم
کی میشه دستاتو خـودم تنها بگیرم
آغوش تو گرمه واسه دستای سردم
دیوونگی هــــــــامو بهت ثابت نکردم
……
پ ن ۱ : نمی دونم کی بود! اما دو بیت اول رو نوشته بودم داشتم با ملودی می خوندمش و از ملودیش خوشم اومد به یکی از دوستام نشون دادم اونم اینجوری کاملش کرد. چون ازش خاطره داشتم نوشتم . اما خاطره اش رو نمی تونم اینجا بگم.
پ ن ۲ : وبلاگ جدیدم خیلی متروکه ست و این اصلا نمی تونه برام احساس خوبی رو به همراه داشته باشه. شاید که نه حتما به خاطر تعویض زیاد آدرسه بلاگه!! هنوز حتی یه نظر هم نداشته ، خیلی مشتاقم بدونم اولین نظر مال کیه؟!! خب همه چی زمان می بره!!
پ ن ۳ : باز هم از داریوش و حمید عزیز که خیلی دوسشون دارم عذر میخوام. من خیلی مشتاق بودم باهاشون کار کنم اما خب!! فک کنم قسمت نبود. اما وقت زیاده و اگه خدا بخواد تو یه فرصت بهتر. این مدت همه چی دست به دست هم داد که تمام برنامه هام به هم بریزه. شرایط روحیم هم اصلا خوب نیست این روزا. همه چی به هم ریخته… این عکس هم مربوط به نمایشگاه مطبوعات امساله ، واقعا خوش گذشت.




