دلشوره

دلشوره های این شبای بی تو بودن سهم من نیست

من بـــــــا تو بودم این جـــــــــــــدایی حق من نیست

این قطره های گــــــــــــــــــــــــــــــــــرم بارون شبونه

واسه وجود نیمه جون من کـــــــــــــــــــــه کم نیست

مگه میشه نباشی من بمونـم؟

مگه میشه که خوابت رو نبینم؟

یه برگ زدم از پــــاییز چشمات

آره من بی حضــــور تو همینم

دلشوره دارم این شبـــا دارم میمیرم

کی میشه دستاتو خـودم تنها بگیرم

آغوش تو گرمه واسه دستای سردم

دیوونگی هــــــــامو بهت ثابت نکردم

……

پ ن ۱ : نمی دونم کی بود! اما دو بیت اول رو نوشته بودم داشتم با ملودی می خوندمش و از ملودیش خوشم اومد به یکی از دوستام نشون دادم اونم اینجوری کاملش کرد. چون ازش خاطره داشتم نوشتم . اما خاطره اش رو نمی تونم اینجا بگم.

پ ن ۲ : وبلاگ جدیدم خیلی متروکه ست و این اصلا نمی تونه برام احساس خوبی رو به همراه داشته باشه. شاید که نه حتما به خاطر تعویض زیاد آدرسه بلاگه!! هنوز حتی یه نظر هم نداشته ، خیلی مشتاقم بدونم اولین نظر مال کیه؟!! خب همه چی زمان می بره!!

پ ن ۳ : باز هم از داریوش و حمید عزیز که خیلی دوسشون دارم عذر میخوام. من خیلی مشتاق بودم باهاشون کار کنم اما خب!! فک کنم قسمت نبود. اما وقت زیاده و اگه خدا بخواد تو یه فرصت بهتر. این مدت همه چی دست به دست هم داد که تمام برنامه هام به هم بریزه. شرایط روحیم هم اصلا خوب نیست این روزا. همه چی به هم ریخته… این عکس هم مربوط به نمایشگاه مطبوعات امساله ، واقعا خوش گذشت.


ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

ارسال دیدگاه

چقد سخته

چقد سخته تحمل کردن روزای بی تو

تویی کــــــــه رنگ و بوی زندگیمی

….

چقد سخته تو نباشی گـریه بـــاشه

تو شبهایی کــــه میشمارم ستــاره

تو شبهایی که بعضم خیسه خیسه

تو شبهایی کـــه بـــارون می نویسه

از اشک و هق هق و شاید یه شیشه

که میشه سر گذاشت شبها رو شونش

بریزم اشکــــــــامو بی تو رو گونش

بخــــــــــونم زیر لب سخته نمیشه

برم بی تو، بگم انگــــــــــار نمیشه

بگم انگــــــــــــار سر سازش نداره

تو رو نمیگم عزیزم ! تو که با همه چی ساختی! توخواستی من خواستم اما سرنوشت نخواست! دارم از کلافگی می میرم! این روزا یه بغض گنده تو گلومه که نفس کشیدنو هم سخت کرده! تو همه چیزم بودی! کاش میشد کنارت باشم! می دونم که نمی تونی اینارو بخونی! یادش بخیر پارسال همین روزا!! کل زندگیم رنگ و بوی تورو داره به هرجا نگاه می کنم یه نشونه از تو هست!!! مجبورم برم!!! خیلی سخته اما همه رویاهام خط خطی شد. بهت چیزی نگفتم تا بیشتر ازین غصه ی منو نخوری! خیلی داغونم. خدا بهم رحم کنه بتونم دووم بیارم!

…………….

 

پ ن ۱ :  باید گذاشت و گذشت! خواستنی ها رو نخواست! باید خلاف همه ی عقایدم حرکت کنم شاید…

نمی دونم چی درسته چی غلط! فقط می دونم باید خیلی چیزا رو به خیلیها ثابت کنم.

 

پ ن ۲ :شرمنده که یه مدت نبودم! خودتونم دیدین سرویس دهنده سایت قبلیم کلاه بردار از آب دراومد و سرور و جمع کرد و پولها خیلیها امثال منو خورد و غیبش زد. کاش حداقل یه بک آپ بهم داده بود. آخه دوباره شروع کردن خیلی زجر آوره.

پ ن ۳ : کار تولید آلبومم رو عقب انداختم چون عقاید من با بقیه فرق داره! سعی دارم خودم کارا رو جلو ببرم، اگر هم قرار شد از کسی کمک بگیرم . دنبال کسی میگردم که عاشق باشه! عاشق موسیقی پاک!!! از حمید عسکری عزیز و داریوش عزیز هم معذرت میخوام که نتونستم برم کیش! اتفاقات این چند روزه زندگیم رو به هم ریخت.

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

۱ دیدگاه