هنوز خاطرات تو

هنوز اتصال من
به خاطرات مرده ات
نگاه ناتمام من
به عکس خاک خورده ات

هنوز بوی کهنگی
میان شعر دفترم
شبی که ماه می دمد
به اشک های آخرم

کدام اهل معرفت
سری به خانه ام زده؟
و عطر ساده ی گلی
به روی شانه ام زده؟

کدام دست مهربان
مرا اشاره کرده است؟
کنار خانه ی دلم
چرا حصار و نرده است؟!

و سوت ساده ی قطار
چرا حزین و خسته شد؟
چرا تمام راه ِ من
پر از خطوط بسته شد؟

هنوز در حیاط ما
کنار یاس مرده ات
کسی نگاه می کند
به کفش خاک خورده ات

کسی سوال می کند
کسی جواب می دهد
و نامه های پشت هم
مرا عذاب می دهد
سوال می کنم چرا؟
نمانده جای پای تو
چرا نمی رسد به من؟
جواب نامه های تو
…………..

پ ن ۱: این دفعه خیلی دیر آپ کردم از همه معذرت می خوام. از همه کسایی که لطف کردن و اومدن و من نتونستم جواب محبتاشون رو بدم. واقعامعذرت می خوام سعی می کنم دیگه تکرار نشه. این چند وقته خیلی سرم شلوغ بود، تو این شلوغی ها تغییراتی هم که باید به اتاقم میدادم  تا یه رنگ نو به خودش بگیره بیشتر باعث دیر اومدنم شد. زمستون هم که اومد. راستی کریسمس هم مبارک…

پ ن ۲ : ای مالک هرگز حکومت خود را با ریختن خون نا حق حفاظت مکن .که کارساز نیست ” امام علی (ع)

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

ارسال دیدگاه

دسته: روزنوشت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>