کلیشه ای
۱۶
بهمن

داشت از پله ها میرفت پایین ، گفتم کجا ؟؟ گفت میرم یه چرخی میزنم تو خیابونا بعد هم میرم خونه بخوابم ، گفت : تنهاییه دیگه!!! گفتم خب منم تنهام و تنها زندگی میکنم ، همینجا بمون. گفت: تو حداقل سایه پدرو مادری بالا سرته…. زبونم بند اومد ، چیزی نداشتم بگم در رو بستم اومدم نشستم تو اتاقم حتی افکارمم هم چیزی واسه گفتن نداشتن.
….
پ ن : شب که میشه با ماشین راه میفتم تو خیابون یه راس میرم سمت قبرستون و بین قبرا می چرخم و میرم سر قبر خانوم بزرگ ، همون جاها دنبال یه گوشه ی دنج واسه خودم میگردم شاید اینجوری باورم شه یه روزی هم نوبته منه!!!



سلام
متاسفانه این ییه واقعیته که انسانها تنها به دنیا می یان و تنها هم از دنیا می رن! اخر کار همه تنهایی هستش!
موافقم ، مخالفم:
0
0
یه روزی نوبت همه هست.
سلام.
این یه شتری که در خونه همه میخوابه.
حالا دیرو زودش فرقی نداره نه که فرقی نداره بعضی با گناه کمتر شتر رو میبینن بعضی با گناه بیشتر.
اینو دیگه خدا میدونه.
خدا کنه همیشه شترت از یکی دیگه سیر شده باشه که گناه تو کمتر باشه.
موافقم ، مخالفم:
0
0
سلام.
خدا کمکمون کنه درست زندگی کنیم تا بتونیم راحت پرواز کنیم.
کاشکی قدر داشته هامون رو بدونیم.
اگه تمایل دارید، بگید وبلاگتون رو با چه اسمی توی لیست دریاییهای راز دریا قرار بدم؟
موفق باشید
موافقم ، مخالفم:
0
0
سلام
مطالب جالبی داری
امیدوارم همیشه پایدار و پابرجا باشی
موافقم ، مخالفم:
0
0
نگیر این لحظه هایی رو که میخوام فقط دستم تو دستــای تو باشه
فقط میخوام کنار تو بمونم ، هــــــــــــــــــوای من نفسهای تو باشه
فقط با عطر دستــــــــــــای تو میشه تموم لحظه هارو زیر و رو کرد
چه جوری رد شم از این حس خسته از این احساس تنهایی پر درد
میخوام من باشم و تو باشی و عشق کنار تو قشنگه سادگی هام
کنار تو که میخندی به بغضم ، هــــــــــوا بارونی میشه توی حرفام
نگام کن تو که میدونی همیشه ، نگــــــــــــــــــاه تو تموم زندگیمه
دارم پر میشم از تو از نگاهت ، خـــــــــــــــــــــــدایا آخر دیوونگیمه
کنار پنجره من ، تو ، یه لبخند ، دارم چشماتو میبینم کــــــه خیسن
دار پل میزنه یه حس تازه ، از احساس تو امشب تــــــــــــا دل من
تصمیم گرفته بودم که دیگه کامنت نذارم ! دلیلشم نمیدونم ، اما
نشد … الان با اینکه خیلی خسته ام صدای اسپیکر زیاد کردم و به
صدات گوش دادم و یه لحظه احساس کردم دوست دارم برات
بنویسمشون ، همین ….
موافقم ، مخالفم:
0
0
… نه دوست دارم دلیلش برات بنویسم ! اما خودمم نمیدونم که چی جوری بنویسم! همه بغضشون گرفته..چرا بارون نمیاد
لیلی مرد از غمه دوری چرا مجنون نمیاد
روی ماهش کجا پنهون شده، اون رفته کجا..چرا از اونوره ابرا دیگه بیرون نمیاد
نیتت رو واسه فاله قهوه کردم..ولی حیف عکس چشمای قشنگت توی فنجون نمیاد ….
این چه جور آپ بودن و منتظر بودن که من بعدش باید بفهمم ؟
در رابطه با کامنت آخرت این نوشتم ، من که تو ایمیلت برات آف گذاشته بودم …..
موافقم ، مخالفم:
0
0
خواهم تو شوی محبوب دلم
چون نرگس من دیوانه من
رویت رخ من سویت ره من
هستی چو به عشق کاشانه من
پروانه من ! بی تو چه کنم مستانه من
آوای تو شد هم نغمه من
ای لاله من بردی دل من
پروانه من پروانه من بی تو چه کنم ؟ مستانه من ……
موافقم ، مخالفم:
0
0