من

http://mohtashamimusic.persiangig.com/image/beyond%20silence/13212312312312312312312321.jpg

دارم اینو گوش میدم

مثه گریه توی پاییز

مثه پاییز توی کوچه

مثه کوچه زیر بارون

مثه بارون روی شیشه

تو خود عشقی خود عشق…

بعضی ها معتقدن که من خیلی سیاه و نا امید می نویسم و همش به فکر مردنم. نه ! اینطور نیست ، من فقط به خودم یاد آوری میکنم… این نوشته هایی هم که نمیشه اسمشو شعر گذاشت هم فقط گلایه ست ، سعی میکنم این روحیه رو عوض کنم. با اینکه مسیر زندگیم عوض شده هنوز قلمم راه خودشو میره.

گاف نوشت:

۱-دیروز با یکی از ترانه سرا ها حرف میزدم خیلی ازم تعریف کرد که نو مینویسم و حرفام تازه ست و گفت: مثنوی هات خیلی قشنگن ، من واقعا به شما حسودیم میشه . گفتم: مثنوی کدومه؟؟؟

۲-۴۵سال بعد:

پسر من : بابا بالاخره ۴۵ امیش هم اومد.

من: چی بابایی؟

پسر: کما دیگه!!!!!

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

۱ دیدگاه

دسته: روزنوشت

یک پاسخ به من

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>