نشونی

http://i31.tinypic.com/b9dkzc.jpg

بانو! بگو که کافه ی دنجِ چشات کو؟
من خسته ام… نشونیِ اون کافه رو بگو!

باز از مسیرِ خواب برم تا سرابِ تو،
یا از پیاده روی همین شعرِ رو به رو؟

پیشِ تو قطب نمای دلم مست می کنه!
باید بغل کنم تو رو از هر چهار سو!

من به نشونیِ غلطت شک نمی کنم
حتا تو التهابِ کتک های بازجو!

بی تو یه ساعتم که عقب می ره عقربه ش،
با صدهزار زنگ فرو مُرده تو گلو!

یه برکه ام که روی تنم غوطه می خورن،
این اردکای زشت همه تو لباسِ قو!

باید تمامِ شعرای حافظ رو دوره کرد،
تا شرحِ یک نگاهِ تو رو گفت مو به مو…

اما تمامِ حرفِ دلِ من خلاصه شد،
تو چهار سطرِ ساده ی یک شعرِ شاملو:

آه ای یقینِ گم شده! ای ماهیِ گریز!
در برکه های آینه لغزیده تو به تو!

من آب گیرِ صافی ام، اینک! به سِحرِ عشق!
از برکه های آینه راهی به من بجو! *

ادامه مطلب

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

۳ دیدگاه

عمو نوروز

http://mohtashamimusic.persiangig.com/image/beyond%20silence/kid.jpg

عمو نوروز! نیا این جا… که این خونه عزاداره!
پدر خرجِ یه سال قبلِ شبِ عیدُ بدهکاره!
چشای مادر از سرخی مثِ ماهیِ هفت سینن،
که از بس تر شدن دائم، دیگه کم کم نمی بینن.
برادر گم شده پُشتِ سُرنگای فراموشی.
تن خواهر شده پر پر تو بازارِ هم آغوشی…

توی این خونه ی تاریک کسی چشم انتظارت نیست،
تا وقتی نونُ خوش بختی میونِ کوله بارت نیست!

عمو نوروز! نیا این جا! بهار از یادِ ما رفته!
توی سفره نه هفت سینه، نه نونه، نه پولِ نفته!
عمو نوروز! تو این خونه تمامِ سال زمستونه.
گُلُ بلبل یه افسانه س. فقط جغده که می خونه.
بهارُ شادیِ عیدُ یکی از این جا دزدیده.
یکی خاکسترِ ماتم رو تقویمِ ما پاشیده…

ادامه مطلب

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

ارسال دیدگاه

دیدار

۱۱اسفند ۸۸ ، ساعت ۱۸:۴۵

….- تو بهت لحظه یخ کردم …. دلم حالی به حالی شد …. !!!!

عاجز و درمانده از براز یک دلبستگی شاید !! ضعیفتر از …. ضعیف…

بیشتر به مرور رویاهای پیش از بسته شدن چشمان … هرشب .. عادت ، همیشه … آری شبیه است. شبیه به تمام نداشته های روزهایی که  حسرتشان هنوز قلبم را می سوزاند و راه نفسهای کند و محجورم را تنگ تر و تنگ تر میکند.

امشب آرامشی از جنس طوفان … با من بود که سالیان درازی انتظارش را کشیدم و هرشب چون دیوانه ای دور از ماه …من … سر به زیر پتوی تنهایی کشیدم تا بیاید … تا…

سایه ی اضطرابی لحظه به لحظه وجودم را به سخره میگیرد …. نمیدانم چرا میترسم؟؟ …

من! ترسویی عاشق و ناتوان … کسی که زبان پس کشیده اش یارای گفتن …………… ندارد.

آری ! این منم همان مدعی … اما!! ..

به تو فکر می کنم و قدم میزنم ، شاااااااااااااااااااااااید دلم باز شود که من بی تو …. شب ، من ، تنهایی  و اندامی ضعیف که زیر پتویی …. پنهان شدم …. مرور دیدار … لحظه به لحظه …

قلبم!!…

امروز ۱۲ اسفند …. تو نیستی … گربه ی سیاه ، من به شانس معتقدم … به این که کنار تو بودن را … من ایمان دارم … من … من …

تو روح مرا به زنجیر کشیدی و با خود می بری.. کجا؟؟ برگرد … زود … من …

باز باید خواند:

چه سردن کوچه های خالی از تو…

نوشتم … تا بدانی که دیگر حتی قلمی نمانده که بتوانم بنویسم و بگویم و فریاد کنم این سکوت فسیل شده ی چندین ساله را … وداد بزنم … این همه احساس پنهان را …

فقط زود بیا تا نفسی هست…. ببین چه مسکینانه و ملتمسانه تو را می خوانم!! … تو …. دلت نمی سوزد؟؟  … از سوزش قلبی …

نفسم!!!

ببین این منم همان شاهزاده ی … مسکین …. از نسل رو به انقراض دلسپردگان… دستانم را بیش از این منتظر …

شب ، من ، مرور تو …. نفسهایی گنگ و بی هدف … می شنوی؟؟

من

می خوام

با تو

باشم.

من سکوتم تو ترانه

من یه فانوس تو زبانه

من نگاه مات و گنگم

تو نگاه عاشقانه

من یه زخمم

تو یه مرحم

من به ندرت

تو دمادم

من یه باغ گر گرفته

تو مثه نزول شبنم

من و تو دوتا عروسک

با چشای تیله ای

من وتو زندونی

خاطره های پیله ای

من یه عکس پر غبار

از یه ترانه ساز لال

اما تو هنوز مثه

باور یک قبیله ای

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

ارسال دیدگاه

پرسه ی بارون

چشمای نازتو وا کن

حیف اشکات که بریزه

بگو عشقمون همیشه

باز به خاطرت عزیزه

….

هوا وقتی بوی نم داره

دلم خیلی میگیره

ندونستی گل یاس من

دلم بی تو میمیره

منو سپردی به پرسه های بارون

رفتی از لحظه هامون آسون

هنوز کنار یاس گلدون

به انتظارتم تو ایوون

هنوز تو خاطراتم تورو هر لحظه میبینم

چه غریبم بی تو اینجا تو رو میخوام

نازنینم…

….

دونه دونه اشکام رو گونه هامه

وقتی که نباشی اینا باهامه

میمونی تو قلبم واسه همیشه

تورو کم  میارم تو روزگارم

همه ی وجودم تویی  بهارم

بدون  تو تنهام نگو نمیشه

پ ن : بابت گاف نوشت قبل و دلخوری دوست عزیزم واقعا شرمنده ام . از همینجا ، جلوی همه ازش عذر میخوام.

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

ارسال دیدگاه