۱۳ – لبه ی پرتگاه وایساده بودم ، بالای بالا … نمی دونم چرا همش دوس داشتم بپرم …

….

….
۱۶- به خاطر یه سری مسائل مجبور شدم یه سر برم جنوب ، دیشب کنار ساحل خلیج (همیشه
) فارس بودم … داشتم تو آب کم عمق ساحل قدم میزم… خیلی هوای خوبی بود… خط خطی ها شروع شد…
می توانم بنویسم: آسمان آبی ست!
می توانم بخندم،
فکر کنم،
می توانم در دلم به ابر و باد بد بگویم!
می توانم عکس سیاه و سفید تو را ببوسم
و باور کنم،
با تماس نابهنگام گرمایی به گونه ات
می توانم هزار مرتبه نام تو را زیر لب تکرار کنم!
می توانم …
قدم بزنم!
پنج قدم به جلو،
پنج قدم به عقب
و یا برعکس!
می توانم خواب دختری از کرانه کاج و کبوتر را ببینم!
می توانم کنار دریا
سیمهای گیتارم را،
در تکاپوی رسیدن ریتمها پاره کنم!
می توانم بلند بلند آواز بخوانم!
(بیچاره مردم !)
حتا این روزها
شعر بدزدم،
شعر بسازم،
شعر بنویسم!
ولی نمی دانم چرا
وقتی دست می برم که در دفترم بنویسم:
“آسمان ابری ست”
نوک های این مدادهای وامانده می شکنند!
…….
” بابت در دسترس نبودن سایت از همه عذر میخوام. یه سری مشکل فنی داشت که درست شد”
پ ن ۱ : سیزده به در امسال واقعا خوش گذشت … یه عکس جالب هم گرفتم اما گفتم حیفه سورپرایز به این قشنگی رو همین جوری بذارم تو بلاگ واسه همین روی روی این لینک کلیک کنید تا عکس رو ببینید.” عکسای بالا مربوط به سیزده به در امساله” انقدر سرعتا داغونه که نمیشد با حجم بالا آپلود کنم واسه همین کیفیت رو کم کردم. سایز رو هم کوچیک کردم که نظم وبلاگ به هم نریزه اما وقتی سیو بشه تو سیستمون درست میشه.
پ ن ۲ : بعضی ها میگن چرا انقد واسه یه عده ای از هموطنامون جوک میسازیم…. خب دلیلش اینه ! صف بنزین رو به جلو اما صف گاز برعکس این عکسارو ببینید:
دنیای واروووووووووونه!!!

…..

سلام محمد جان
دریای جنوب که معرکه است مخصوصا چابهار!
چقدر این عکس ماشینها جالب بود،واقعا این مردم ما….
راستی این دشت شقایق هم فوق العاده بود.
کلا خوشحالم که خوشبختی ![]()
امیدوارم که همیشه خوش باشی.
محمد جان شعرت عالی بود اون عکسه هم نهایت ابتکار ما ایرانیاست دیگه کلا مبتکریم!!!
عجب ادمهای باحالی! ![]()
فکر همه چی رو برای یک پیک نیک مفرح کرده بودند ،فقط یادشون رفته بود براش یک تابلو بزنند.خیلی جالب بود.
وب جالبی داری!این عکسه که دیگه آخرش بود!مرسی از حضورت.
امیدوارم زود خوب شم!
شاد باشی و مانا
بازهم بیا پیشم
مرسی از لطفتون
خوشحال شدم که به وبلاگم سر زدین
حسه خوبیه توی سایت شما
با این شعرای قشنگ
و حسه زنده شما
امیدوارم موفق باشین
با اجازه لینکتون کردم
تا باز هم به دیدارتون بیام
درود. ممنون که سر میزنید. خوشحالم می کنید هر بار با آپ های زیباتون و شعرهای زیباتر. عکس های سیزده بدر زیبا بودند. و اما در مورد سوپریز شما. اصلا فکر نمیکردم سورپریز سیزده بدر همچین تصویری باشه. و در مورد بروز نکردن. مشغله کاری آقا. مشغله کاری. ولی اینقدر فرصت هست تا به دوستان سری بزنیم. موفق باشید. بدرود.
تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم چون تو پاک هستی می توانم تو را خط خطی کنم که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادت رنگ می زنم ….
نمی نویسم ….. چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی ، حرف نمی زنم …. چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی ، نگاهت نمی کنم …… چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی ، صدایت نمی زنم ….. زیرا اشک های من برای تو بی معناست ، فقط می خندم …… چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام
عشق بین دو نفر این نیست که هر دو زیر باران خیس شوند ، عشق آن است که یکی چتر شود برای دیگری … و دیگری هیچگاه نفهمد که چرا خیس نمی شود .
وقتی گریه کردیم گفتن بچه است … وقتی که خندیدیم گفتن دیوانه است … وقتی که جدی بودیم گفتن مغروره … وقتی که شوخی کردیم گفتن سنگین باش … وقتی که حرف زدیم گفتن پر حرفه …. وقتی که ساکت شدیم گفتن عاشقه … حالا ام که عاشقیم می گن گناه…..
سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی….. گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی….. گفتی زبر باران باید رفت ، رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را و نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده!
هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم
سلام … سال نو مبارک ، البته همچنین برای من ، اگر بنویسم هر روز به وبت سر نمیزدم دروغ گفتم ، چون هر روز بعد از وب خودم سراغ کلبه تو می اومدم ، دوست داشتم برات مثل همیشه کامنت بذارم ولی خوب گفته بودم که دیگه اینکارو نمی کنم! راستی تبریک بابت افزایش بازدید کننده های وبت و برات آرزوی به گل نشستن تمام آرزوهای محالت رو دارم ….
به نظرت سوالت تکراری نبود ؟
دخترکی از جنس بادکنک شدم
تا در دستان شاد بچه ها شاید شادی را احساس کنم
اما در دستان کودکان ترکیدم و نابود شد
و دوباره شدم همان هوایی که بودم
دوباره برگشتم به همان جایی که بودم
آسمان
من که به اندازه کافی برات توضیح دادم من که همه چی بهت گفتم … نگفتم ؟ ازت نپرسیدم تا حالا برات پیش اومده که ندیده به کسی وابسته بشی یا نه ؟ این واضح نبود …؟
سلام
ممنونم از حضورتون*
عکس افتابه عالی بود
ســــــــــــــــــــلام داداچ
اوبی؟
بابا دست راستت زیر سر ما!!!
داداچ ما شاعر بوده و ما خبر نداشتیم ، خیلی حال کردم !
نه ،ببشید ” متن جذابی بود ”
( آخه مامانم با کلمه ی حال کردم حال نمی کنه،هی بهم هم می گه نگو دختر ملکه ذهنت می شه زشته ،می ترشی )
بگذریم
انصافاً سورپرایزت سورپرایز بودا !!!!
حالا مایع دستشویی داشت ؟
راستی واقعاً داداچ نا امیدم کردیا !!!!
عکسای پمپ گازت نشون داد اولین بارته رفتی پمپ گاز ها!!!!
البته هر چند بنزین آزاد می زنید دیگه !
اگه یه روز در میون مثه آزاده ی فلک زده پاشی بری تو اون
صــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــف
که عمق فاجعه از اینم بیشتره ،واست عادی که می شه هیچ ،از دیدن این عکسا کهیر هم می زنی،
باور کن،
اون نقطه هم معمای ساله ،هر پسری بهش جواب درست بده یه
لپ لپ دخترونه می گیره و هر دختری هم بر عکسشو !!!!
خوب بهش فکر کن .
داداچ فکر کنم شما قبلآ پیشنهاد لینک داده بودید
راستش من دوست ندارم هر وبی رو لینک کنم ولی وب شمارو دوجت دالم ،
اگه هنوز مایلید بگو با چه اسمی !
اگه خودتون هم خواستید با معنیه اسمم لینک کنید (رها )
ایـــــــــــــــــــول
فک نکنی نفهمیدما !!!!
می خواستم شمارو امتحان کنم
کاملا معلوم بود!!!
پریدن پایان همه چیز نیست.
ممنون به خاطر حضورت
کرم ابریشم چون هنوز از پیله ام بیرون نیومدم و پروانه نشدم… هروقت پروانه شدم دیگه نخواهم نوشت اما فعلا حالا حالاها که مونده….
می توانم …
قدم بزنم!
پنج قدم به جلو،
پنج قدم به عقب
و یا برعکس!
چه قشنگ….
زیبا یود
شعرات ….. ~~~~~$$$$
معرکــــه ست~~..$$**$$
~~~~~~~~~…$$$**$$
……………….. $$$~~~’$$
~~~~~~~~$$$”~~~~$$
~~~~~~~~$$$~~~~.$$
~~~~~~~~$$~~~~..$$
~~~~~~~~$$~~~~.$$$
~~~~~~~~$$~~~$$$$
عـاشقتم~~$$$$$$$$
~~~~~~~~$$$$$$$
~~~~~~~.$$$$$$*
~~~~~$$$$$$$”
~~~~.$$$$$$$….
~~~$$$$$$”`$
~~$$$$$*~~~$$
~$$$$$~~~~~$$.$..
$$$$$~~~~$$$$$$$$$$.
$$$$~~~.$$$$$$$$$$$$$
$$$~~~~$$$*~’$~~$*$$$$
$$$~~~’$$”~~~$$~~~$$$$
۳$$~~~~$$~~~~$$~~~~$$$
~$$$~~~$$$~~~’$~~~~$$$
~’*$$~~~~$$$~~$$~~:$$
~~~$$$$~~~~~~~$$~$$”
~~~~~$$*$$$$$$$$$”
~~~~~~~~~~““~$$
دوستـــــــــــــــــــــــتدارم ‘$
~~~~~~~~..~~~~~~$$
~……..~$$$$$$~~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~~$$$$$”~~.$$
~~~~~~~”*$$$$$
سلام داداچی
آپم
دوجت داچتی بیا ،خوشحال می شم.
لینکم کن لینکت کنم
http://danger7.blogfa.com
danger_sepehr@yahoo.com
سلام.
اول از همه خودتو مینداختی راحت میشدیم
)
دوم اینکه من فک نکنم اون طرف تو پرتگاه باشه.
سوم اگه میشه کمتر دورغ سر هم کن
چهار اون عکس که توی گلها گرفتی بازم فکر نکنم جنوب باشه
)
خوب به هر حال خوش باشی.
بابا من چرا هر چی دیدگاه میذارم نمیاد؟
یه بار دیگه میگم
۱-خودتو مینداختی راحت میشدیم
۲-فک نکنم لب پرتگاه باشی
۳-اون دشت هم فک نکنم طرف جنوب باشه
۴-به هر حال موفق باشی
به به!
شنیدم بچه م درس خون شده…
دلم واست تنگولیده بود… گوشیت که خاموشه … چند بار هم اومدم در خونه …. گفتن دار فانی رو وداع گفتی!!
دونه دونه جواب میدم.
حسش نبود
بودم(چهل دخترون)
جنوب بود… استان بوشهر … شهرستان جم …. ۵۰ کیلومتری دریــــــــــــــــــــا
هستم.(موفق)
راستی چطوره این دفعه به قالب گیر ندادی.
نمیدونم چرا سایت به تو آلرژی داره.
هر چی نظر میدی میره تو قسمت جفنگ