
برخلاف همیشه پنجره ها را باز گذاشته ام
یادت که هست؟!
بعد از رفتنت همیشه پنجره ها را می بستم؟
هه…!
یکی نیست به منِ ساده لوح بگوید آخر تو از کجا باید می دانستی که
پنجره های اتاق من بسته بود ه اند…
میخواهم نفس بکشم ، هوا بوی تو را میدهد …
آخر اینجا بهار ست…
خیالت راحت جای تو اینجا که سهل است
در تارک تمامِ
ترانه ها …
گوشه نشینی ها…
و گریه ها و بغضهای گهگاه خالیست!!
نمک نشناس که نیستم ، بی بی ترانه ها!
می بینی؟
هنوز هم جرات گفتن حرفم را ندارم و
باید یک تُکِ پا تا سو سوی شعرهایم سکسه بروم!
به خدا خسته ام..
این جمله هم تکراریست و هزاران و بار در کتاب شاعران دیده ای
اما به عشقت قسم من از آنها خسته ترم…
تمام وجودم فدای یک تبسمت بانو!
فقط تو میتوانی همه ی خستگی ها و تلخی ها را خط خطی کنی!!!
پس ، پیش از همه
مدادت را بردار و خط بزن تمام فاصله ها را
خط بزن…
سلام
ممنون از اومدنت و ممنون از تعریفت
خوب مدلهای دیگه اش رو تو بگو. یعنی بگو ببینم تو چطور این داستان رو طبقه بندی میکنی. بهرحال ما که تازه داریم تجربه اش میکنیم.
موفق باشی. خوش بگذره.
آدرس بلاگم رو بالا اشتباه وارد کرده بودم! شرمنده
اقا دلم گرفت یاد بانوی خودم افتادم….
راستی لینکت کردم.
چی بگم آخه؟
مثه همیشه محشر بود
مخصوصاً :
تمام وجودم فدای یک تبسمت بانو!
بازم بنویس
دوست دارم بخونمت
سلام محمد جان
اول ممنون از محبتت و بعد هم باید بگم خیلی احساسی و زیبا بود .
ولی می دونی کسی که می خواد بره ،خودت باید در را بهش نشون بدی که زودتر بره!! یعنی این نظر من هستش و بعد پنجره رو هم باز کنی که بوش هم بره.عشق و احساس و شعر عاشقانه باید برای کسی باشه که با مداد روی رفتن خط می کشه.
به همین سادگی فرصت باهم بودنمان به سررسید.
حالا من می مانم ودنیای بدون تو!
حالا تومی مانی وشبهای جدا از من!
سخت نگیر !نه دنیای بدون تو، ونه شبهای جدا از من،
هیچکدام به سختی تنهایی درکنار هم بودن نیست!
خیلی خیلی قشنگ بود!به عبارت دیگه عالی بود.
من هم آپم تا چند ثانیه دیگه!بیا اونوی و نظرت رو بگو!
الهی…منو ببخش…آخه این آهنگ مورد علاقم بود…
منننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننو ببخش…قصد آزار نداشتم….
شاد باشی محمد عزیز..
خیلی قشنگ بود…
کاش می شد با مداد فاصله ها رو خط زد.
ممنونم که بهم سر زدی.
نوشته هات خیلی قشنگن.
لینکتون کردم
سلام…
از اینکه از عکسهام خوشتون اومده خیلی خوشحالم
نوشته هاتون خیلی قشنگن…به دل میشینن.همیشه دوست داشتم ساده بنویسم همونطور که ساده خوندن و ساده دیدن رو دوست دارم.
حسه قشنگیه
اینکه خدا بهت این اجازه رو بده که عاشق شی
دلتنگ شی
بی تاب شی
و یه جایی از عشقت دور شی
و این دوری و فاصله آزارت بده
اما بازم واست قشنگ باشه
چون عاشقی
عاشق
با باز کردن پنجره هیچی عوض نمیشه
سلام فتوبلاگ خوبی دارین
عکستون هم خیلی عالیه اما یه کوچولو مصنوعی به نظر میرسه
به فتو بلاگ من هم سر بزنید
موفق باشید
خیلی زیبا بود و صمیمی
موفق باشید
به روزم.
برایت چند شاخه گل زیبا آورده ام!
نگاه کن!
شمارش معکوس زیبایی ها
به همین سادگی آغاز میشود!
درود ..به سختی بلاگتو باز کردم ..!
ممنون ….!
اول از همه بگم بلاگت … استایلش محشره ….!
خیلی خوشم اومد ….!
ساده و در عین حال جذاب .. !
مطالبته هم جالبن .. البته تعداد اندکیشون رو خوندم !
خوشحالم از اشنایی با بلاگت …!
فعلا بدرود !
چه خبرا دیگه؟
داداچ چرا آپ نمی کنی ؟؟؟؟
محمد خان اپ کردم بیای خوشحال میشم.
خیلی خوش ذوق هستی.تبریک میگم. اگه یه عکس تمام رخ از خودت بزنی بنظرم بهتره.
سلام من ۴۲ سالمه گاهی نوشته های کسی منو یاد روزهای جوونیم میندازه و نوشته های شما خیلی دلنشین بود من رفتم به ۱۸ سالگیم موفق باشی