فقط قلیون و چایی
۵
شهریور
تو این روزای تنهایی
فقط یه گوشه ی خالی
واسه گم کردن بغضم
واسه ، یه لحظه خوشحالی
تو این روزای تنهایی
فقط حرفای پوشالی
واسه گم کردن ردم
تو این روزای تو خالی
تو این روزای تنهایی
فقط قلیون ، فقط چایی
واسه …
…………
پ ن ۱: خب جناب آقای “الف – هـ” موسیقی از دیدگاه شما چیه ؟ – خب من یه هدفای مقدسی ازین هنر برای خودم تعریف کردم و همیشه سعی کردم در راستای اون هدف حرکت کنم . – به نظرتون چقدر به این هدف نزدیک شدین ؟ – والله هنوز به چیزی که میخواستم نرسیدم چیزی که ایده آلم باشه پیدا نکردم . – شده یه کاری بشنوین که بدونین این همون خواسته ی قلبیتون بوده و آرزو کنید که کاش این اثر مال شما بود؟ – بله . – میشه یه تیکه شو اجرا کنید؟ – البته الان تو شرایط خوبی نیستم اما به خاطر هوادارام چشم … (( کلی سرفه میکنه و میگه )) : گلی خوشکلی ، گلی دلبری ، گلی از همه زیبا تری …. خدا مرگم بده بهتر که هدفت نرسیدی …
پ ن ۲: دنبال یه مرد میگشتم که هروقت از کار و بار و روزمرگی و مشکلات و هر کوفتی خسته شدم بهش نگا کنم و روحیه بگیرم پیدا کردم. مرد یعنی این و مرد تر اونی که همقدمشه و پا به پاش میاد … بغضم ترکیــــــــــــــــــــد. تو این روزای قشنگ واسه این دسته گلای سرطانی دعا یادتون نره…






