••• خوابم نمی بره

وقتی‌ کف‌ِ کفشای‌ شب‌ ، با عطرِ شب‌بو دُشمنه‌ ، 
وقتی‌ صلیب‌ِ برده‌گی‌ وبال‌ِ شونه‌ی‌ منه‌ ،
وقتی‌ که‌ گُل‌ میخ‌ِ جنون‌ حرمت‌ِ دست‌ُ می‌شکنه‌ ،
دل‌ به‌ کدوم‌ رؤیا بدم‌ ؟ خوابم‌ نمی‌بره‌ ! ننه‌ !

می‌شکنه‌ سازِ هَر کسی‌ سازِ مخالف‌ بزنه‌ !
رو هَر درُ دریچه‌یی‌ ، هزارتا قفل‌ِ آهنه‌ !
وقتی‌ که‌ عنکبوت‌ داره‌ توی‌ دلم‌ تار می‌تنه‌ ،
چشمم‌ چه‌جوری‌ هم‌ بیاد ؟ خوابم‌ نمی‌بره‌ ! ننه‌ !

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

۲ دیدگاه

2 پاسخ به ••• خوابم نمی بره

  1. شما درست می فرمایید اما غالبا دیدگاههای افراد از درون نوشته های اونها مشخص میشه و نمیشه نظراتشونو از نوشته هاشون جدا کرد . مثلا در غالب متن ادبی بنویسم« به زنان جامعه ما ظلم میشه و نگاههای فمنیسمی در بین مردم رواج بدم اما نظر اصلی خودم اصلا این نباشه بلکه اینه که: زنان در جامعه ما از حقوق انسانی خودشون برخوردارند و متناسب با نیازهاشون از امکانات برخوردارند» ایا به نظر خود شما این صحبت درسته؟؟؟؟؟؟
    ممنون از نظرت[گل]

    موافقم ، مخالفم: Thumb up 2 Thumb down 0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>