••• خونه

تویی که همزاد منی…به من بگو خونه کجاست

مرزِ میون من و تو…کجای این پنجره هاست

به من بگو خونه کجاست…تو این شبای تو به تو

ریشه ی دلتنگی ما…توی کدوم خاکه بگو

کنار تو دریایی ام…که از شب و طوفان رهاست

هر جا من و تو با همیم…گستره ی خونه ی ماست

دور منو عطر خودت حصاری از رویا بچین

خونه همینه نقطه ای فراتر از خاک و زمین

آغوش امنِ تو هنوز…شبیه سرزمینمه

دنیا همین جاست که تویی…اگرچه دور و مبهمه

با من از آینده بگو…کنار مرزِ انتظار

تو این حریمِ خونگی…سر روی شونه هام بزار

پ ن : آغوش به خاطر ممیزی به دستای تغییر کرده!

 

با صدای مانی رهنما در آلبوم من و تو .

 

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

۱ دیدگاه

••• شب خودسوزی من

یه‌ حلب‌ نفت‌ُ یه‌ کبریت‌… شب‌ُ آتیش‌ می‌زنم‌ ! 
خسته‌اَم‌ از این‌ همه‌ خط‌ُ نشون‌ُ دَم‌ به‌ دَم‌ !
ذلّه‌اَم‌ از این‌ که‌ می‌گن‌ یکی‌ از راه‌ می‌رسه‌ !
با تواَم‌ ! مُرشدِ بَد ! افسانه‌ رَج‌ زَدَن‌ بَسه‌ !
قوطی‌ی‌ِ کبریت‌ِ من‌ مثل‌ِ یه‌ معجزه‌س‌ ! ببین‌ !
داره‌ آتیش‌ می‌گیره‌ این‌ شبح‌ِ ستاره‌چین‌ !

مُشت‌ِ خورشیدُ گره‌ کن‌ !
نسل‌ِ خفّاش‌ُ بتارون‌ !
کاری‌ کن‌ دیوِ سیاهی‌،
بِره‌ از تو قصّه‌ بیرون‌ !

یه‌ حلب‌ نفت‌ُ یه‌ کبریت‌ ، وقت‌ِ آغازِ حریقه‌ !
نگو زوده‌ ، نگو دیره‌ ، مال‌ِ ماس‌ همین‌ دقیقه‌ !
پُر کن‌ از آینه‌کاری‌ ، سقف‌ِ این‌ طاق‌ِ کبودُ !
زیرُ کن‌ تن‌ِ دُگم‌ِ این‌ شبستون‌ِ حسودُ !
روی‌ خاکسترِ این‌ شب‌ ، شهرِ خورشیدُ می‌سازیم‌ !
بعد از این‌ به‌ وعده‌ی‌ هَر سایه‌یی‌ دِل‌ نمی‌بازیم‌ !

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

۵ دیدگاه

••• سالی که گذشت

و یا هنوز هم شاید، هنوز همان

جنازه ای بریده از زمین و زمان

و من روایتی مخدوش و مقتبس از

تو و هزار شب پوسیدنم، که عوض

نمی شوم، تو حالا هی نباش و نیا

چه فرق می کند؟! مردن کنار ِ تو یا

کنار ِ خاطراتت، مرگ منتظر است

نجیب و بی صدا، یا بغض کرده و مست

بله به گور ِ بابامان، به گور ِ همه

مهم تویی که رفتی، مرده شور ِ همه

به فحش می کشد هر چیز بی تو فقط

نشد، نشد، نشد، آری! که “رد شم ازت”

تو نیستی، تو رفتی، گم شدی عملا

و من هنوز هستم، بی خودی عملا

ببین چگونه باز اسفند می گذرد؟!

دوباره تلخ و بی لبخند می گذرد.

پ ن: ۹۰ اصلا سال خوبی نبود واسه من. روزهای خیلی بدی داشت که هر لحظه فقط آرزوم بود این تقویم زودتر تموم شه!!! روزایی مثه اتفاقای کاری که واسم افتاد. بیماری بابام. پرپر شدن کل خانواده ی دوست عزیزم امیر که هنوز داغشون از دلامون پاک نشده و خیلی روزای تلخ دیگه که فقط میتونم بگم پاکشون کن! ایکاش امسال سال خوبی باشه.

پ ن ۲: امسال واقعا برنامه های تحویل سال خوب بودن خصوصا شبکه ۲ !!

پ ن ۳: شاید برگردم جایی که واقعا بهش تعلق دارم.

 

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

۱۰ دیدگاه

••• ناگفته های واپسین ساعات ۹۰

تحویل سال نو، بی تو، بدون تو:
تکرار سالای تاریکِ پشتِ سر…
سالایی که تو شون از تو اثر نبود،
نه یه نشونی و نه خط و نه خبر!

یه ماهی قرمزه مُرده رو آبِ تنگ،
که خواب آخرش یخ بسته تو چشاش…
یه سبزه ی کچل تو کاسه ی سفال،
که گندمی شدن رؤیا شده براش…

یه دسته سنبله پژمرده ی بنفش،
با چند تا سکه ی ده شاهیِ سیاه؛
یه ساعت خراب که کل زندگیش،
وقتو نشون داده، اما به اشتباه…

این سفره ی منه، تو قحطی چشات،
وقتی که دور دور از خلوت منی؛
وقتی که لااقل واسه گذشته ها
یادم نمی کنی، زنگی نمی زنی…

دور از تو سال من، روزاش پر از غمه،
روزایی که توشون از تو نشونه نیست!
دور از تو سال نو، از کهنه بدتره،
این سفره خالیه، این خونه خونه نیست!

من پای سفره ام، این سفره ی سیاه،
تو هم کنارِ یه سفره پر از بهار…
عیدت مبارک و سالت پر از خوشی!
یک بارم عیدو به تقویم من بیار!

پ ن ۱: سال ۹۰ باهمه بدی هاش گذشت و من هنوز در به در اومدن روزهای خوبم و تمام امیدم به این جمله س

یا محول الحول و الحوال حول حالنا الی احسن الحال

پ ن ۲: شستن حوض قبل عید بلایی ست عظیم و بدتر شستن حیاط و مرتب کردن باغچه ها. امروز داشتم به این فک میکردم عجب بدبختی دارن اونایی که حوضشون(استخر) قد حیات ماست بیچاره اونی که میخواد بشوره و تمیز کنه!!!!

پ ن ۳: روزهایی که سر و کارم با مطبوعات بود روزای خوبی بود و دلم تنگ شده برای همه دوستام. یادمه دیدار کوتاهی با محسن چاووشی عزیز داشتم تو اون روزا. یه بار هم برای یه کنسرت ازشون دعوت کردم و کاملا مودبانه رد کردن و من نه تنها ناراحت نشدم بلکه شیفته ی اخلاق و منش این عزیز شدم. خوشحالم که برای اولین توی یک برنامه زنده تلویزیونی در کنار احسان علیخانی حاضر میشه و پیشنهاد میکنم نه سال تحویل شبکه ۲ و نه آلبوم پرچم سفید رو از دست ندید.

پ ن ۴: عمو عزتی کوتا بیا اینجوری همه برگای آستو رو نکن کم میاری آخرشا!!! یه سره همه طنزارو پخش کن و بعدش هی ستایش و شیدایی و ثریا و… پخش کن تا هی داغ گرونی بیشتر دلمونو بسوزونه!!!!

خیلی حرف زدم پیشاپیش عیدتون مبارک.

اینم هدیه من به شما:

 

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

۲ دیدگاه