نصفه نیمه…

http://www.quercy.net/artistes/sculpteurs/Rouvre/bigimages/adam-eve.jpg

نه سازم کوک می مونه، نه کیفم کوکه دور از تو
دیگه عکس شناسنامه م به من مشکوکه دور از تو

به من که بی تو معیوبم، مثِ یه چرخ خیاطی
که سوزن می شکنه دائم، شده یه چرخِ اسقاطی

مثِ یه بطری خالی، رو میز پرتِ یه کافه
کناره مرد تنهایی که دائم رؤیا می بافه…

 

………

همینجا پیش من بودی نمی دونم چرا بازم گمت کردم

همدست من بودی و من دستاتو ول کردم

 

تلخی این روزا به پا من ، نرو ! برگرد …

من آدمت بودم ! ولی حوامو گم کردم…

………

پ ن ۱: وقتی که همه چی نصفه نیمه می مونه ….

پ ن ۲: تو قسمت دانلود سایت یه چیزی گذاشتم شاید به درد شما هم خورد ، زندگی منو که عوض کرده  واسه همین گذاشتم شاید به درد یکی دیگه هم خورد.

پ ن ۳ : دوست ترانه سرایی از من پرسید این روزا کارای کی رو بیشتر پسندیدی و به نظرت قابل گوش دادن بود (البته خودش هم چندتا کار پخش شده تو بازار امسال پاپ داشت) گفتم :آلبوم داریوش و هلن چون ترانه ها ی فوق العاده ی روزبه همه ی معایب رو می پوشنه ، گفت:” یعنی کارای من به درد نمی خورد؟” گفتم:” نه  اما اینو من نمی گم به قول دوستی  خودش از صاحب نامهای ترانه ی ایرانه : ترانه های روزبه ضامن موفقیت هر صداییه” …. اینا به کنار واقعا بس که آلبوم خشایار اعتمادی رو گوش دادم دارم دیوونه میشه به نظرم شاهکار بود ، واسه منی که طرفدار تنظیمهای بهروز صفاریان هستم وقتی خبر همکاری این دو نفر رو شنیدم به نظرم این اولین اشتباه بهروز عزیز بود اما واقعا عجب آشی پختن  من که چند روزه دارم گوش میدم و هنوز سیر نشدم البته اسم ترانه سرای قدر این آلبوم یعنی روزبه بمانی( که به دلیل صدور مجوز، اسم این بزرگوار بهزاد بمانی درج شده روی اینسرت آلبوم) داشت از قلم در میرفت که واقعا کاراش معرکه بود ، مخصوصا قطعه ی باید به تو برگردم و مدارا… ،  برای دیدن ترانه و دانلود آهنگ باید به تو برگردم به ادامه مراجعه کنید ..

ادامه مطلب

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

۷ دیدگاه

شوالیه ای با خودکار بیک

و بعد نوبت ِ من شد که دست می چرخید
و دست دست به نوبت شکست می چرخید
و بعد خاطره در دست ِ ذهن بُرمی خورد
و با گذشت ِ زمان هر چه هست می چرخید
نفس؛ شمارش ِ معکوس ِ مرگ بود و سقوط
و شب که قهقهه می کرد و مست می چرخید
و میل ِ مضحک ِ تسلیم در تنم می رُست
و بند ِ صبر به خود تا گسست می چرخید
و حدس ِ لحظه ی آخر که در لباس ِ یقین
کنار ِ عقربه ها می نشست، می چرخید
نه روزنی و درنگی، نه دلخوشی و امید
همه، همه، همه بالا و پست می چرخید
و برگ ِ آخر ِ من، برگ ِ بی تعارف ِ مرگ
که رو شد و باز از راست، دست می چرخید …
……..
پ ن : واسه کسی که خداشو گم کرده رنگ خدا به کلبه  زدن می تونه کمی تسکین باشه ،این نه ! حتی واسه یکی مثه من که سعی میکنه با قالب وبلاگش دنبال خدا بگرده اونم تو روزایی که مهمونی نزدیکه و مهمون آماده نیست اگه دلتون لرزید منو فراموش نکنین که بدجوری توی این دنیای کوچیک گم شدم و همه چیز فراموشم شده…

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

۷ دیدگاه

جنون

http://mabulle78.m.a.pic.centerblog.net/8ictub13.jpg

نمی دونم چرا میرم

کجای قصه دلگیره

چرا اشکی نمیریزم

چرا بغضم نمی میره


تموم لحظه هامونو

به تنهایی فرستادی

چرا نمیری از یادم

کجای قلبم افتادی؟


جنون میگیرم از چشمات

تو باور کن تبم سرده

دعا کن تا خدا امشب

به این احساس برگرده


دیگه انگار نگاه من

به قلب تو نمیشینه

نمی پرسی سراغم رو

دیگه از بغض آیینه!


باید آغوش من باشی

چرا دستات نمی فهمن؟

چرا این خونه تاریکه؟

چرا چشمات بی رحمن؟


هنوز یاد تو لبریزه

هنوزم بی تو نشکستم

هنوز عطر تو می پیچه

هنوزم عاشقت هستم


دارم دق میکنم از این

همه احساس تنهایی

نذار پر پر بشه عشقم

منو بشناسه تنهایی


روزامو می سپرم به شب

شب از فکر تو بیدارم

هوا ابریه بی چشمات

کجای قصه می بارم؟

پ ن : این چند وقته خیلی از موسیقی دور شدم .. از امروز میخوام گوشه نشینی و  گوشه گیریمو کنار بذارم … این روزا هم که بازار موسیقی پاپ داغه داغه و هر روز یه آلبوم جدید اما نمی دونم چرا همشون بعد از چند بار شنیده شدن یه احساس زدگی بهم میدن … آلبوم سعید مدرس بین همه ی کارا قوی تر بود هم از نظر ترانه ، تنظیم و ملودی های خاص و شنیدنیش ، انصافا صداش هم توی این آلبوم خیلی شسته رفته تر از آب در اومده بود ، در کل میشه گفت که آلبوم ” یه اتفاق خوب ” نه تنها برای خود سعید و خانوم مونا برزویی بلکه برای ایران هم یه اتفاق خوب بود … از آلبومهای خوب سال ۸۸ میشه از آلبوم “شانس” فرزاد فرزین اسم برد که فضای خوبی داشت اما ترانه های خوبی توی این آلبوم نبود و به نوعی ادامه ی آلبوم شوک بود ، محسن چاوشی هم با “ژاکت” نشون داد که تنظیم کننده ی خوبیه اما هنوز بعد از متاسفم میکس و مسترینگ خوبی رو از محسن ندیدیم آلبوم محسن از همه نظر خوب بود مخصوصا ترانه هاش اما موسیقی فوق العاده سنگینی داشت و جای چند تا کار اسلو و آروم مثه زخم زبون خالی بود چون نمیشه همه ی تراکها رو پشت هم گوش داد اما تک تک کارها فوق العاده بودن، حذف ساز از موسیقی و استفاده ی زیاد از سینتی سایزر باعث شده که احساس از موسیقی بره و بعد از چند بار گوش دادن کارها آدم احساس خستگی کنه و این خلاف قانون موسیقیه.. و اینجاست که تفاوت امثال بهروز صفاریان عزیز با بقیه به چشم میاد …

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

۲ دیدگاه

عمو نوروز

http://mohtashamimusic.persiangig.com/image/beyond%20silence/kid.jpg

عمو نوروز! نیا این جا… که این خونه عزاداره!
پدر خرجِ یه سال قبلِ شبِ عیدُ بدهکاره!
چشای مادر از سرخی مثِ ماهیِ هفت سینن،
که از بس تر شدن دائم، دیگه کم کم نمی بینن.
برادر گم شده پُشتِ سُرنگای فراموشی.
تن خواهر شده پر پر تو بازارِ هم آغوشی…

توی این خونه ی تاریک کسی چشم انتظارت نیست،
تا وقتی نونُ خوش بختی میونِ کوله بارت نیست!

عمو نوروز! نیا این جا! بهار از یادِ ما رفته!
توی سفره نه هفت سینه، نه نونه، نه پولِ نفته!
عمو نوروز! تو این خونه تمامِ سال زمستونه.
گُلُ بلبل یه افسانه س. فقط جغده که می خونه.
بهارُ شادیِ عیدُ یکی از این جا دزدیده.
یکی خاکسترِ ماتم رو تقویمِ ما پاشیده…

ادامه مطلب

ارسال شده در تاریخ توسط محمد محتشمی

ارسال دیدگاه