••• سالی که گذشت
۳
فروردین
و یا هنوز هم شاید، هنوز همان
جنازه ای بریده از زمین و زمان
و من روایتی مخدوش و مقتبس از
تو و هزار شب پوسیدنم، که عوض
نمی شوم، تو حالا هی نباش و نیا
چه فرق می کند؟! مردن کنار ِ تو یا
کنار ِ خاطراتت، مرگ منتظر است
نجیب و بی صدا، یا بغض کرده و مست
بله به گور ِ بابامان، به گور ِ همه
مهم تویی که رفتی، مرده شور ِ همه
به فحش می کشد هر چیز بی تو فقط
نشد، نشد، نشد، آری! که “رد شم ازت”
تو نیستی، تو رفتی، گم شدی عملا
و من هنوز هستم، بی خودی عملا
ببین چگونه باز اسفند می گذرد؟!
دوباره تلخ و بی لبخند می گذرد.
پ ن: ۹۰ اصلا سال خوبی نبود واسه من. روزهای خیلی بدی داشت که هر لحظه فقط آرزوم بود این تقویم زودتر تموم شه!!! روزایی مثه اتفاقای کاری که واسم افتاد. بیماری بابام. پرپر شدن کل خانواده ی دوست عزیزم امیر که هنوز داغشون از دلامون پاک نشده و خیلی روزای تلخ دیگه که فقط میتونم بگم پاکشون کن! ایکاش امسال سال خوبی باشه.
پ ن ۲: امسال واقعا برنامه های تحویل سال خوب بودن خصوصا شبکه ۲ !!
پ ن ۳: شاید برگردم جایی که واقعا بهش تعلق دارم.





