
همش چشمامو بستمو فک می کنم
همش ازین دقیقه ها دلم پره
همش به عشق لحظه ی رسیدنت
دلم ازین ثانیه ها دل می بُره
همش دلم پرسه میخواد کنار تو
همش نگام خیره میشه به عکس تو
یه بغض سنگین میشینه تو لحظه هام
همش دلم گریه میخواد بدون تو
همش همینه حال و روزم وقتی نیستی
وقتی نیستی…
وقتی نیستی…
وقتی نیستی…
……..
پ ن ۱: سال نو همه مبارک … امیدوارم سال ۸۹ سال خوبی برای همه باشه… گفتنی ها رو قبلا گفتم واسه همین دیگه سکوت میکنم … چون نمیخوام کلیشه ای باشم. راستی سر سفره هفت سین که دعا یادتون نرفت؟
پ ن ۲: اندر حکایت برنامه های رسانه ی ملی!! کم مونده بود که بعضی ها یه کارایی کنن… جای عزت جون وسط میتینگ خودش خالی بود… نمیدونم اصلا نامه ی اون پابرهنه ی عزیز رو خوند یا نه؟؟ اما این رسمش نیست یه روز شل کن یه روز انقدر محکم که خفه شه!! اما انصافا کم بود که اون یارو بیاد و اونم یه کارایی بکنه و همه از خوشحالی نفهمن سال ۸۹ چطوری خواهد گذشت… خدا کنه همیشه انقد کد آزاد باشه و آقایون اوپن مایند باشن. ما که بخیل نیستیم … دستشون هم درد نکنه.
گاف نوشت : هشتاد و هشت، چی بود؟ چی شد؟
شاید مهم ترین اتفاق سال ۸۸ این بود که چیزی که اول سال یک چیزی بود، آخر سال همان چیز نبود، بلکه یک چیز دیگر بود. گاهی اوقات آدم که به سال گذشته فکر می کند، انگار که فقط یک سال نگذشته، به نظر می رسد ده سال گذشته است. برخی از تغییراتی که در سال گذشته رخ داد چنین بود.
اول سال وقتی مردم عکس …بوووق … را می دیدند می گفتند ” ایشون نه” آخر سال می گفتند “همین خوبه، فندک داری؟”
اول سال وقتی سخنرانی …بووووق… را می شنیدند می گفتند ” سه ماه دیگه می ره از دستش راحت می شیم” آخر سال می گفتند ” یک سال دیگه می رن از دست شون راحت می شیم.”
اول سال وقتی نظرات …بوووق … را می شنیدند می گفتند ” خوبه ها، ولی همه اش چیز چیز می کنه” آخر سال می گفتند ” واقعا خوب چیزیه.”
اول سال وقتی خبر…بوووق … را می شنیدند می گفتند ” همه شون رو این اداره می کنه” آخر سال می گفتند ” همه شون می خوان جلوی اینو بگیرن.”
اول سال وقتی …بوووق … را می دیدند می گفتند ” خدا کنه تا آخرش وایسته” آخر سال می گفتند ” بابا، یه دقیقه وایستا”
اول سال وقتی مقالات حسین شریعتمداری را می خواندند می گفتند ” این قبلا بازجو بوده ها” آخر سال می گفتند ” بیچاره بازجو بوده، همه بازجوها که کیهانی نیستند.”
اول سال وقتی دیدگاههای جدید …بوووق … را می شنیدند می گفتند ” همه اش حرف می زنه” آخر سال می گفتند ” خدا کنه …بوووق … هم حرف بزنه.”
اول سال وقتی مردم می خواستند بخندند می گفتند ” یه ترکه….” و همه می خندیدند، آخر سال می گفتند ” یک …بوووق …….” و همه دردشان می آمد.
اول سال وقتی پلیس وارد پارتی می شد می گفت ” عرق دارید؟” و دهان ها را بو می کرد. آخر سال وقتی وارد پارتی می شد می گفت ” عرق خورها برن بیرون، کسانی که فیلمبرداری می کنند بریم زندان.”
اول سال وقتی پلیس وارد دانشگاه می شد غیردانشجوها را دستگیر و زندانی می کرد، آخر سال قاضی وقتی وارد زندان می شد، غیردانشجوها را آزاد می کرد.
اول سال وقتی کسی در خیابان سیگار می کشید به او می گفتند ” سیگار نکش! دود سیگار برای سلامتی ضرر داره.” آخر سال می گفتند ” سیگار داری! دود سیگار برای گاز اشک آور خوبه.”
اول سال وقتی مردم پلیس می دیدند می گفتند” فرار کنید پلیس ها اومدن” آخر سال وقتی پلیس می دیدند می گفتند ” سرکار فرار کن، لباس شخصی ها اومدن.”
اول سال وقتی یک خارجی به یک ایرانی می رسید می گفت ” تو چقدر با بقیه ایرانی ها فرق می کنی” آخر سال می گفت ” این …بوووق … انگار هیچ شباهتی به ایرانی ها نداره.”
ازینکه انقدر س *** ا *** ن*** س*** و**** ر کردم عذر میخوام .